دوستان ایمیل دیگری از اعضای گروه دهه پنجاه دریافت کردم که خواندن آن را خالی‌ از لطف نمیدونم و با شما قسمت می‌کنم این ایمیل در باره خشم و عکس العمل ایرانیان در رابطه با صحبت‌های شیخ حسن ناصر الله هست که گفته بود ما تمدن پارسی‌ نداریم و هرچه داریم از صدقه سری اعراب است

________________________________________________

من با حسن نصرالله هم نگرم!!!ء
همی خفتن و خاست با جفت مار
گونه توان بود ای شهریار
فردوسی
من با عرب هرگز مشگلى نداشته و ندارم و حتى معتقدم آنها كه دارند، يا متعصب اند و يا آموزش كافى ندارند؛ با اين تذكر مختصر، مى پردازم به گفتار رهبر شيعيان لبنان، حضرت حسن نصرالله، من با بيشتر سخنان ايشان كه در مورد ايران و ايرانى بيان كرده است هم خوانى دارم:
  • آيا هر ساله سد ها هزار ايرانى براى زيارت به عربستان نميروند، و سد ها ميليون دلار پول بى زبان خود را به اعراب ارمغان نمى كنند؟
  • آيا هر ساله سد ها هزار ايرانى به زيارتگاه هاى مستقر در عراق و سوريه سفر و ارقام هنگفت هزينه نمى كنند كه به مزار عرب زادگانى روند كه تاريخ ايران به جز خون و خون ريزى و تجاوز و چپاول از آنان يادگارى ديگر ندارد؟
  • آيا اگر تلاش ها و پايمردى ابر مرد تاريخ ادب پارسى، حكيم طوس نبود، ماهم  امروز بسان تمامى كشور هاى اشغالى اعراب و از جمله مصر زبان باستانى خود را از دست نداده بوديم و امروز به زبان عربى گفتگو نمى كرديم؟
  • آيا ١٤٠٠ سال بعد از مرگ عربى به نام حسين، هر ساله دشنه بر فرق و گِل بر سر و زنجير بر پشت نمى كوبيم؟
  • آيا در سفره تنها جشن باستانى ايران زمين كه هنوز پا بر جاست و سالش از ٢٥٠٠ بيش، به جاى شاه نامه، از كُتب عربى استفاده نمى كنيم؟
  • آيا اين ما ايرانيان نيستيم كه در مراسمى وحشى و عربى ساليانه ميليون ها گوسفند را براى خرسندى خدا قربانى كرده و اين خرافه را به نا حق پاسبانى و پاسدارى مى كنيم؟
  • آيا اين ما ملت پُر افتخار ايران زمين نيستيم كه يك عرب را در خراسان پرستش مى كنيم و از مرده اى كه حتى توانایی نجات خويش را از سم درون خوراکش نداشت، تقاضاى شفا و معجزه ميكنيم؟
  • آيا دُخترانِ توران دُخت و ايران دُخت، با افتخارى بيمانند كتاب اعراب را بر سر نمى گيرند و در بالماسكه هايي به نام سفره حضرت فلان و بهمان شركت نمى كنند، تا آنان كه جان خويش را توان نجات نداشتند، شايد گوشه چشمى بر اينان كرده و دعاى آنان را مستجاب كنند؟
  • آيا ما ايرانيان، ما فرهنگ باختگانِ خرد ستيزِ عقل از كف رفته، روزى از اين خواب غفلت بر خواهيم خاست و به ژرفاى اين فاجعه و به عمقِ شومِ اين زخمِ چركين پى خواهيم برد؟
  • آيا هرگز تاريخ مُدون  سرزمينمان را خوانده ايم؟
  • آيا نمى دانيم كه خود را سيد و سيده خطاب كردن، نشانه دو چيز است: يكى پذيرش برترى عرب بر ايرانى است و ديگرى رضايت خاطر ما از اينكه  فرزندان نا خلف و حرام زاده و محصول تجاوز آنان بر نياكانمانيم؟
  • آيا ما تنها كشورى در دنيا نيستيم كه قلب پرچمش به زبان بيگانه مزين است؟
  • آيا ما پارسيان نيستم كه نواميس خويش را براى فاحشگى به كشور هاى عربى صادر مى كنيم و اين خارى و زبونى را چگونه بر مى تابيم؟
  • پس چه جاى شكايت است از حسن نصر الله؟
  • آيا گفتار ناخوشايند و گوشخراش او ترسيمى واقع بينانه و راست گويى محض نيست؟
  • آيا براى جلوگيرى از اين روند شوم كارى خواهيم كرد؟

مهربان