بالاخره کتاب هاوکینگ به دستم رسید و الان دارم می خونمش.بسیار نگارش خوبی دارد و هاوکینگ خیلی خوب مسائل رو شکافته و خواندن هر خط این کتاب مغز شما را به چالش می کشد.من موقعی که شروع به خوندش کردم بعد از دقایقی خودم را در صفحه 55 دیدم. و این سرعت در خواندن به علت نگارش عالی و اطلاعات جالب این کتاب است.پیشنهاد می کنم آن را بخوانید و به دوستان خود هم پیشنهاد کنید.
لینک دانلود کتاب به زبان انگلیسی
Or

سپتامبر 21, 2010 @ 18:44:01
سلام عزیزم. مگه خدای آفریده شده توسط ذهن بشر، وظیفه ی آفرینندگی جهان بیرون را به عهده داره؟!
نه جیگر، این نتیجه ،تنها محصول اختلاط والتقاط ِ توهمات ذهن نسبت به تصورات خارجی(موجودات اصطلاحا واقعی) است.
خدای مخلوق ِ ذهن بشر،وظیفه ی هماهنگی ِ کل ِ ذهنیات را برعهده داره(که البته در سرایت به جزئیات، منسوب به آفرینندگی هم میشه).بعبارتی جریان خدا، یک جریان روان درمانی است که در مقاطع مختلف تکامل ذهن صورتهای مختلفی می یابد تا هماهنگی (ونتیجتا آرامش) را برای شخص ِخود درمان به ارمغان بیاره.
حالا زود برو و برای خودت یک خدا تهیه کن.
فدات
سپتامبر 22, 2010 @ 02:21:03
بله به قول ریچار داوکینز»خیلی ها برای رسیدن به آرامش به خدا اعتفاد دارند,اما چون از وجود موجودی مجازی آرامش می گیریم دلیل نمی شود که آن موجود وجود داشته باشد»
در کل ببین انسان ها چقدر بدبختند که برای آرامش نیاز به یک خدای مجازی دارند.
سپتامبر 22, 2010 @ 14:53:26
وای پسر توچقدر پرتی. هر کس برای رسیدن به آرامش، خواهی نخواهی دست آویزی را انتخاب میکنه که اون دست آویز خدای وی محسوب میشه، میخواد مجازی باشی میخواد واقعی.
بعبارت دیگر هدف نهایی هرکس ،خدای اون شخص ،محسوب میشه.
بیا توی باغ.
سپتامبر 23, 2010 @ 18:21:40
به نکته خوبی اشاره کردی.اما من همچین دست آویزی تو زندگیم ندارم
سپتامبر 24, 2010 @ 12:59:01
مگه میشه عزیز دلم. هیچ آدمیزادی بدون امید زندگی نمیکنه.امید تو در هر لحظه خدای توست.اگر نهایتا یک امید داشته باشی یک خدا داری وگرنه دارای خدایان متعددی.
البته من نمیخوام باهات کل کل کنم بلکه دارم واقعیتی انسانی را در عالم هستی بیان میکنم . خوش باشی.
سپتامبر 26, 2010 @ 11:03:34
دوست عزیز می شه خدا رو با امید قاطی نکنی.امید یک چیزه.خدا یک چیز دیگه.مشکل شما اینکه شما در کل مفهموم همه چیز رو با هم قاطی کردید واز اصل ماجرا که خدا توهمی بیش نیست دور شدید وحال برای آن استعاره می آورید
سپتامبر 26, 2010 @ 16:55:54
سلام. قاطی نکردم عزیز دلم، اصل واساس پیدایش خدا را برات توضیح دادم که چگونه توسط بشر آفریده شده ومیشه وخواهد شد. این بحث هم یک مبحث روانشناسی است. در هرصورت شما باید این دو را از یکدیگر جدا نکنی چرا که از جنبه ی روانی یکی محسوب میشن.
حالا بیا وبدون پیش باوری ، مسئله از اصل واساس حلاجی کن . مطمئن هستم که به نتایج خوبی میرسی.
موفق باشی.
ژانویه 13, 2011 @ 07:09:48
اللهی که صمد بود و لم یلد ؛ دیگه مرد . چون داروین به کلی خدارو از زیست انداخت بیرون و حالا هم هاوکینگ از فیزیک. مگر اینکه خدا سر از محلول های سی درصدی اسید سولفوریک در بیاره ×!